قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٥
أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ نساء: ١٠٠. هر كه از خانه خود در حال هجرت بسوى خدا و رسول خارج شود، سپس مرگ او را دريابد پاداش او بر خدا حتمى و ثابت است.
در مجمع نقل شده: چون آيات هجرت نازل شد مردى از مسلمانان بنام جندب بن ضمره كه در مكّه بود آيات را شنيده، گفت: بخدا من از آنان نيستم كه قدرت مهاجرت نداشته باشم، راه را بلدم و در بدن نيرو دارم، با آنكه بشدت مريض بود بفرزندانش گفت: بخدا يكشب هم در مكه نخواهم ماند ميترسم در آن بميرم پسرانش او را بسريرى گذاشته و بدوش كشيدند، چون به «تنعيم» رسيد وفات كرد آيه، فوق در ماجراى او نازل گرديد.
وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا ...
نمل: ٨٥. وعده عذاب بآنها در اثر ظلمشان ثابت و حتمى گرديد.
وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ حجّ: ٦٥. آسمانرا باز ميدارد از اينكه بزمين بيفتد.
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ حجر: ٢٩.
«قعوا» فعل امر جمع است يعنى: چون او را پرداختم و از روحم در آن دميدم سجدهكنان براى او بيفتيد.
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ. لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ واقعة: ١ و ٢. واقعه چنانكه از راغب نقل شده و در مجمع نقل فرموده بمعنى حادثه شديد است. شايد اطلاق اين لفظ بعلت ثبوت و حتمى بودن قيامت باشد. وقعة بمعنى وقوع و ظهور و آمدن است. يعنى: آنگاه كه حادثه مهيب واقع و حادث شود. در وقوع آن دروغى نيست.
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ. وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ واقعة: ٧٥ و ٧٦. مواقع بمعنى مواضع است كه محل ايستادن نجوم باشد. قسم بمواضع ستارگان و اگر بدانيد آن سوگند بزرگى است.
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها كهف: ٥٣. مراد از «مواقعون» ساقط شوندگانند يعنى