قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٧
لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ق:
٢٨. و نظائر آن كه در باره شرّ و عذاب ميباشد.
مُوَاعَدَه: هم براى مفرد باشد و هم بين الاثنين چنانكه در اقرب الموارد گفته است وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ بقره:
٥١. مواعده در آيه بين الاثنين نيست و بمعنى وعده است يعنى آنگاه كه بموسى چهل شب را وعده كرديم كه در ميقات باشد و الواح تورات را دريافت كند، سپس شما گوساله را براى عبادت اخذ كرديد.
تَواعُد و اتِّعَاد: بين الاثنين است بقولى تواعد در خير و اتعاد در شرّ است: وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ انفال: ٤٢. اگر با همديگر وعده كرده بوديد در وعده اختلاف ميكرديد.
ايعَاد: ظاهرا در شرّ است گويند:
«أَوْعَدَهُ إِيعَاداً تهدّده» يعنى او را تهديد كرد «أَوْعَدَهُ السّجن» وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ اعراف: ٨٦. ننشينيد در هر راهى كه مردم را ميترسانيد و از راه خدا باز ميداريد. ظاهر آنست كه قوم شعيب عليه السّلام در سر راه مؤمنان مىنشسته و آنها را تهديد ميكردهاند.
مَوْعِد: (بفتح ميم و كسر عين) مصدر ميمى بمعنى وعد و اسم زمان و مكان است مثل فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي. قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا ...
طه: ٨٦ و ٨٧. در وعده و عهد من تخلّف كرديد گفتند: ما از پيش خود وعده تو را تخلّف نكرديم. همچنين است موعدة.
و در آيه وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ هود: ١٧. بمعنى مكان است يعنى: هر كه از دستههاى كفر بآن كفر ورزد وعدهگاه و مكان او آتش است.
و در آيه إِنَ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ هود: ٨١. مراد زمان است.
مِيعَاد: مواعده. وعد. طبرسى فرموده: ميعاد بمعنى وعده است چنانكه