قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٨
اشاره است باينكه روئيدنيها از هر جهت از روى حساب و اندازه است وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ حجر: ٢١.
مِيزَان: آلت وزن. و آن هر چيزى است كه با آن توزين شود، اعمّ از آنكه قول باشد يا فعل و يا ترازوى متداول.
گر چه در لغت ميزان را ترازو، و عدل و مقدار معنى كردهاند ولى آنچه گفته شد مستفاد از قرآن و استعمالات است. در نهج البلاغه نامه ٣١ خطاب بامام حسن عليه السّلام فرموده:
«اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا».
در اينجا مىبينيم كه نفس انسان ميزان است مىتوانيم با آن كارها و محبوبات و مبغوضات خويش را توزين كنيم و در نامه ٤٣.
به مصقلة بن هبيرة مينويسد
«... لَتَجِدَنَّ بِكَ عَلَيَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِى مِيزَاناً».
اگر اينكه ميگويند درست باشد حتما خودت را پيش من خوار خواهى يافت و ميزانت پيش من سبك خواهد شد. در اينجا مراد از ميزان مقام و منزلت است. در مجمع ذيل وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُ اعراف: ٨.
فرموده: در روايت آمده:
«إِنَّ الصَّلَاةَ مِيزَانٌ فَمَنْ وَفَّى اسْتَوْفَى».
در دعاى چهل و دوّم صحيفه سجّاديه درباره قرآن مجيد فرموده:
وَ جَعَلْتَهُ ... مِيزَانَ قِسْطٍ لَا يَحِيفُ».
يعنى: قرآن را ترازوى عدالتى كردهاى كه زبانهاش از حق نگردد.
پس قرآن ترازوئى است براى سنجش حق و باطل.
قرآن مجيد اين لفظ را در ترازوى متداول و غيره بكار برده است مثل:
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ انعام: ١٥٢. يعنى پيمانه و ترازو را بانصاف تمام كنيد و ناقص ننمائيد.
اين آيه در ترازوى معمولى و آلت سنجش اموال است.
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ. أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ رحمن: ٧ و ٨.