قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٤
محفوظ دار چنانكه طلا و نقرهات را.
اى بسا يك كلمه نعمتى را از دست ميگيرد در مصباح آنرا اعمّ از مسكوك و غيره گفته است كلمه امام عليه السّلام نيز مفيد آنست.
ورى: مواراة بمعنى پوشيدن و مستور كردنست. يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي مائده: ٣١. اى واى بر من آيا عاجز شدم از اينكه مانند اين زاغ باشم و جنازه برادرم را مستور كنم.
تَوَارى: مستور شدن حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ ص: ٣٢. تا آفتاب بپرده نهان شد.
إِيرَاء: آتش افروختن. «وَرِيَ الزّند: خرجت ناره» آتش سنگ خارج شد «أَوْرَى الزّند: اخرج ناره»- أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ. أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها ... واقعة: ٧١ و ٧٢. خبر دهيد از آتشيكه ميافروزيد آيا چوب آنرا شما بوجود آوردهايد؟
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً. فَالْمُورِياتِ قَدْحاً عاديات: ١ و ٢. قسم بدوندگان نفس زن. پس قسم بآتش افروزان با زدن سمّ رجوع شود به «عدو».
وَرَاءَ: وراء بمعنى پس و پيش است (امام و خلف) و در هر دو بكار ميرود چنانكه راغب و ديگران تصريح كردهاند در اقرب الموارد گويد:
آن از اضداد است طبرسى معناى اصلى آنرا «پس» ميداند و در جلو و پيش بطور اتساع بكار رفته است.
فيومى در مصباح ميگويد: وراء كلمهايست مؤنّث بمعنى زمان بعد و زمان قبل و اكثر در اوقات بكار رود زيرا وقت پس از انسان ميايد و در وراء انسان واقع شود و اگر انسان آنرا درك كند در پيش انسان واقع گردد، استعمال آن در اماكن جايز است و در قرآن آمده وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ (كهف: ٧٩) يعنى پيش از آنها پادشاهى بود (باختصار).
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ هود: ٧١. آنزن را باسحق و از پى اسحق، يعقوب را نويد داديم.