قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٨
لذا بقيّه را نيز بآندو ردّ ميكنند.
ولى اهل سنّت بقيه را كه زايد بر سهام است باقوام پدرى از قبيل برادر و عمو و غيره ميدهند و بآن «ارث عصبه» گويند اما شيعه بپيروى از اهل بيت عليهم السلام و بمضمون آيه أُولُوا الْأَرْحامِ اين نظر را مردود ميداند در استبصار باب ميراث ذوى الارحام از حسين بزّاز نقل ميكند كه بكسى گفتم: از امام صادق عليه السّلام سؤال كند كه: آيا تركه ميّت مال كسى است كه باو نزديكتر است يا مال عصبه است؟ فرمود:
الْمَالُ لِلْأَقْرَبِ وَ الْعُصْبَةُ فِي فِيهِ التُّرَابُ».
مال از آن اقرب است، خاك بدهان عصبه باد.
(٢) دوم آيات ارث درباره پيامبران عليهم السلام مانند ساير انسانها است.
مثل وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ نمل:
١٦. فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا. يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ مريم: ٥ و ٦. آيه دوّم درباره زكريّا عليه السّلام است كه از خدا براى خويش فرزندى خواست. و در آيه ديگر دعاى وى چنين نقل شده:
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ انبياء: ٨٩.
در اين دعا زكريّا عليه السّلام ميگويد:
خدايا تنهايم نگذار و فرزندى بمن عنايت فرما گر چه تو بهترين وارثان هستى.
بهر حال مراد از «وَرِثَ ...- يَرِثُنِي» نميشود نبوّت باشد زيرا نبوّت مقام و منصبى است خدائى و نميشود پدر بميرد و نبوّت او را پسرش صاحب شود اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ انعام:
١٢٤. پس مراد از آن در هر دو آيه وراثت مال است اينكه گفتهاند وراثت نبوّت است صحيح نيست زيرا كه گفته شد نبوت موروثى نيست گفتهاند: روا نيست منظور مال باشد كه مال دنيا پسندان ارزش ندارد كه در آيه مطرح شود. ميگويم چرا؟ چه اشكالى دارد كه خدا آنرا درباره پيامبران مطرح كند آنها هم بشر بودند و اولاد داشتند.