قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٨
آمده مثل وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ بقره: ١٦٣. لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ مائده: ٧٣. قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ رعد: ١٦. وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ نحل: ٥١. ظاهرا مراد واحد عددى است در مقابل خدايان بسيار، مثل أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ ص: ٥.
پس مراد از واحد در اين آيات بىهمتا نيست چنانكه «أَحَدٌ» در قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بدان معنى است. در توحيد صدوق باب ٣ نقل شده كه ابو جعفر هاشمى از امام جواد عليه السّلام از معنى واحد پرسيد امام فرمود:
«الْمُجْتَمِعُ عَلَيْهِ بِجَمِيعِ الْأَلْسُنِ بِالْوَحْدَانِيَّةِ».
و در روايت ديگر آيه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ را شاهد آورده ولى روايت سوّم واحد را «احد» معنى كرده است.
راغب گويد: چون واحد وصف خدا آيد معنايش اينست: او كسى است كه تجزّى و تكثّر در آن راه ندارد. ولى ظاهرا اين سخن مورد نظر قرآن مجيد نيست آيه اخير و لفظ «اثنين» و ثلاثة مؤيّد نظر ما است.
وَحْد: (بر وزن فلس) مصدر است بمعنى انفراد و تنهائى. ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ... غافر: ١٢.
آن در آيه بمعنى «منفردا» است يعنى اين براى آنست كه چون خدا در حال انفراد و تنهائى و بىشريك خوانده ميشد كافر ميشديد.
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً. وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً ... مدثر:
١١ و ١٢. وحيد بمعنى واحد است گفتهاند آن حال است از فاعل «خَلَقْتُ» و وصف خداست يعنى: بگذار مرا با آن بنده كه او را بتنهائى آفريدم و در خلقت او شريكى نداشتم و باو مال فراوان دادم.
مشهور است كه آيه فوق با آيات بعدى كه در حدود بيست آيه است در باره وليد بن مغيره نازل شد و تهديد عجيبى در باره او است.