قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٤
احساس خوف كند.
وجه: چهره روى. صورت. قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ ... بقره:
١٤٤. گردش روى تو را بآسمان مىبينيم فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ مائده: ٦. در مجمع و قاموس و مصباح گفته: «الْوَجْهُ:
مستقبل كلّ شىء» وجه روى هر چيز است كه با آن روبرو شوند.
راغب ميگويد: وجه در اصل صورت و چهره است ... و چون صورت اولين چيزى است كه با تو روبرو ميشود و نيز از همه اعضاء بدن اشرف است لذا بمعنى روى هر چيز، اشرف هر چيز، اوّل هر چيز، بكار رفته است.
على هذا وجه در اصل بمعنى صورت و ثانيا بمعنى روبرو شده هر چيز و اشرف هر چيز ... آمده است. در اينجا لازم است بامورى توجّه شود:
(١) فعل وجه در قرآن مجيد فقط از باب تفعيل و تفعّل آمده است. مثل: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... انعام: ٧٩. من گرداندم روى خود را بكسيكه آسمانها و زمين را آفريده است يعنى بسوى او رو كردم.
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ قصص:
٢٢. و چون رو كرد بطرف مدين گفت:
اميد است خدايم مرا براه راست (كه از فرعون خلاص شوم) هدايت كند.
(٢) در بسيارى از آيات قرآن وجه بخدا نسبت داده شده و اين آيات دو قسماند. اوّل مانند آيات كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ. وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ رحمن: ٢٦ و ٢٧. مرفوع بودن «ذُو الْجَلالِ» را كه وصف «وجه» است در نظر داشته باشيد.
ايضا وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ قصص: ٨٨.
ظاهرا مراد از وجه در اين دو آيه ذات پروردگار است. طبرسى ذيل بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ بقره: ١١٢.
فرموده: عرب وجه الشىء بكار برده و از آن ذات شىء اراده ميكند و اين