قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٠
ناگفته نماند: چيزى بر خدا از چيز ديگر آسانتر و دشوارتر نميتواند باشد و همه نسبت بخدا يكسانند و گرنه لازم ميايد كه خدا كاريرا با مشقّت انجام دهد و آن سبب عجز خداست (معاذ الله).
بنظر ميايد اهون بودن خلقت دوّم نسبت بذات آنست كه پيداست شروع هر چيز از اعاده آن پر معونهتر است يعنى:
اعمال قدرت در اعاده آفرينش كمتر از اعمال آن در آفرينش اوّل است.
الميزان بعد از نقل و ردّ جوابهاى اشكال، نظر داده كه: اهون نسبت بكار مردم است يعنى چون اعاده شىء نسبت بمردم آسان است پس نسبت بخدا آسانتر است، در اثبات اين مطلب از ذيل آيه كه وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ است.
استفاده كرده كه عميق و قابل دقّت است.
* هُون: (بضمّ- ه) و هوان و مهانت بمعنى ذلّت و خوارى است. در قرآن مجيد فقط با همزه باب افعال تعديه شده وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ... حج: ١٨. آنكه خدا خوارش كند او را عزيز كنندهاى نيست.
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ انعام: ٩٣. امروز كيفر داده ميشويد عذاب خوارى را يعنى عذابى را كه بوسيله آن خوار ميشويد لذا بعضى آنرا «عذاب ذى الهون» گفتهاند در جوامع الجامع هون را خوارى شديد فرموده است.
مُهِينٌ: (بصيغه فاعل) خوار كننده.
وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ بقره: ٩٠.
مُهَانٌ: خوار شده. يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً فرقان: ٦٩.
هوى: هُوِيّ (بضمّ هاء و فتح آن) بمعنى فرود آمدن است «هَوَى الشىء هُوِيّاً و هَوِيّاً: سقط من علو الى اسفل» چنانكه در قاموس و اقرب الموارد و در مجمع ذيل وَ النَّجْمِ إِذا هَوى گفته است.
بقول راغب: هوىّ (بضمّ اول)