قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤
نخواهند ديد.
إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ. وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ انفطار: ١ و ٢. آنگاه كه آسمان بشكافد و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند. ظاهر آنست كه پراكنده شدن كواكب در اثر انفطار آسمان است آيه از آيات قيامت است كه در «قيامت» بررسى شد.
نجد: وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ بلد:
١٠. نَجْد بمعنى بلندى و محل مرتفع است در مجمع فرموده اصل نجد بمعنى علوّ است و سرزمين نجد را از آن نجد گفتهاند كه نسبت به پستى تهامه مرتفع است و هر زمين مرتفع را نجد گويند و جمع آن نُجُود است.
مراد از نجدين در آيه راه خير و شر و حق و باطل است كه از لحاظ ظهور و آشكار بودن بدو مكان مرتفع تشبيه شدهاند در اقرب الموارد آمده:
«نَجَدَ الأمر نُجودا: وضح و استبان» يعنى ما انسان را بدو راه روشن خير و شر هدايت كرديم مثل إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً:
انسان: ٣.
در نهج البلاغه خطبه ١٥٢ در باره انسان با بصيرت فرموده:
«وَ يَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ».
پستى و بلندى خود را ميداند يعنى بباطن و ظاهر كارش بينا است اين لفظ تنها يكبار در قرآن مجيد آمده است.
نجس: (بفتح ن، ج) إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا توبه: ٢٨.
در مجمع فرموده: «كلّ مستقذر نَجَسٌ يقال: رجل نَجَسٌ و امرأة نَجَسٌ و قوم نَجَسٌ» يعنى: هر چيز چركين و غير نظيف نجس است و علت جمع نيامدن مصدريّت اصل است.
راغب گفته: نَجَاسَة بمعنى قَذارة است و آن دو نوع است يكى آنكه با چشم قابل درك است ديگرى با بصيرت، خداوند مشركان را با وجه دوّم وصف كرد كه فرموده إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ.
نگارنده گويد: قَذَر (بفتح ق، ذ) در لغت چركين بودن و ضدّ نظافت