قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣
بقره: ٦٣: و نيز ٩٣. ايضا سوره نساء آيه ١٥٤.
در المنار ذيل آيه ٦٣. بقره از محمد عبده نقل ميكند: كه او در تفسير آيه از مفسران پيروى كرد و قبول نمود كه آن معجزهاى بوده از معجزات موسى عليه السّلام. ولى معلوم نيست رشيد رضا چرا در اين آيه و آيه نَتَقْنَا الْجَبَلَ از حمل بظاهر ترسيده و احتمال داده كه كوه زلزله كرده و خيال كردهاند كه بسرشان خواهد افتاد و گفته سايبان بودن لازم نگرفته كه بالاى سرشان بلند شده باشد بلكه اگر در كنار كوه باشند نيز سايه آنها را احاطه كرده و سايبان صدق خواهد نمود.
بنظر ميايد از غربىها ترسيده باشد حال آنكه در بنى اسرائيل اينگونه چيزها كم نبوده از قبيل مار شدن عصا، شكافتن دريا، شكافتن سنگ و غيره.
ناگفته نماند: ظهور آيه كه چهار بار در آيات مكرّر شده است نشان ميدهد كه بالا رفتن كوه براى اجبار بايمان نبوده بلكه براى نشان دادن عظمت و قدرت خدا و تشويق آنها بايمان و عمل بوده است و گر نه با آيه لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ بقره: ٢٥٦. جور نخواهد آمد و ادعاى آنكه نفى اكراه فقط در اسلام است قابل قبول نيست. اين لفظ تنها يكبار در قرآن مجيد بكار رفته است.
نثر: پراكندن. راغب گفته: نَثْرُ الشّىء: نشره و تفريقه». إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً انسان: ١٩.
چون آن غلامها را بينى گمان كنى مرواريد پراكندهاند كه در هر گوشه از صفا ميدرخشند. وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً فرقان:
٢٣. هباء منثور بمعنى گرد پراكنده است يعنى آمديم بعملشان و آنرا همچون غبار پراكنده نموديم مثل:
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ ...
ابراهيم: ١٨ هر دو آيه در باره اعمال نيكى است كه كفّار در اين دنيا انجام دادهاند و در آخرت بهرهاى از آن