قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢١
اين دعا ظاهرا در پى آن بود كه خداى بوى وحى كرد أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ هود: ٣٦.
جز اينها كه ايمان آوردهاند ديگر كسى از قوم تو ايمان نخواهد آورد.
پس از اين دعا و وحى، خداوند بنوح فرمود: «بدستور و زير نظر ما كشتى را بسازد و در باره قوم ستمكارت ديگر چيزى بمن نگو آنها بىچون و چرا غرق خواهند شد، نوح شروع بساختن كشتى كرد هر وقت جمعى از قومش او را مىديدند مسخره ميكردند نوح و يارانش در جواب ميگفتند:
اگر شما امروز ما را مسخره ميكنيد ما هم روزى شما را مسخره خواهيم كرد بزودى خواهيد دانست كيست كه عذاب خوار كننده و دائمى بوى نازل خواهد شد» (هود: ٣٧- ٣٩).
ظاهرا علامت شروع طوفان آن بود كه آب از تنوريكه نوح آنرا ميشناخت فوران كند. در طوفان نوح بارانهاى سيل آسا از آسمان باريد و آب از زمين بصورت چشمهها فوران كرد بطوريكه در اثر اين دو امر آن محيط را آب فرا گرفت خدا فرمايد: فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ قمر: ١١ و ١٢.
يعنى درهاى آسمان را با آبى سيل آسا باز كرديم و زمين را شكافته و بصورت چشمهها در آورديم هر دو آب روى دستورى معين بهم رسيدند.
«تا چون دستور خدا آمد و تنور فوران كرد بنوح خطاب رسيد از هر حيوان يك جفت و نيز خانواده خويش (مگر آنكه محكوم بغرق است) و مؤمنين را بكشتى سوار كن.
نوح فرمود: سوار شويد حركت و ايستادن كشتى بيارى خداست، خدايم غفور و مهربان است. كشتى در موجى همچون كوهها حركت ميكرد و بالا و پائين ميرفت. نوح پسر خويش را كه در كنارى بود صدا زد:
پسرم با ما سوار شو و در رديف كافران مباش. آن پسر (بىايمان) در جواب گفت: بزودى بكوهى ميرسم مرا