قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٦
انكار ميباشد.
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ بروج: ٨. يعنى:
مكروه نداشتند از آنها مگر ايمان آوردنشان را بخداى عزيز پسنديده.
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ ... مائده: ٥٩. بگو اى اهل كتاب آيا از ما جز ايمانمان بخدا را مكروه ميداريد؟!.
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ آل عمران:
٤. خدا توانا و صاحب انتقام است يعنى كار بد را با عقوبت انكار ميكند چنانكه راغب گفته فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ زخرف: ٥٥. چون ما را بخشم آوردند از آنها انتقام گرفتيم، معلوم شد كه انتقام مجازات است در مقابل عمل بد.
نكب: عدول. انحراف «نكب عنه: عدل» در نهج البلاغه خطبه ١٢٣.
در باره اهل صفّين فرموده:
«نَكَبَ عَنْ الطَّرِيقِ».
از راه حق منحرفاند وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ مؤمنون: ٧٤.
آنانكه بآخرت تسليم نميشوند از راه راست منحرفاند.
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها ... ملك:
١٥. منكب بمعنى شانه انسان و نيز بمعنى ناحيه هر چيز است جمع آن مناكب است اگر مناكب زمين بمعنى شانههاى آن باشد از اين ميتوان بكرويّت زمين استدلال كرد و در اين صورت همه جاى زمين شانه آن است و آن مفيد كرويّت ميباشد و اگر مراد نواحى زمين باشد ربطى بكرويّت نخواهد داشت يعنى: اوست كه زمين را براى شما رام كرد در اطراف آن راه برويد. منظور از آيه مسخّر و رام بودن زمين است نسبت بانسان و تصرفاتش.
راغب كه منكب را بمعنى شانه ميداند گويد: استعاره بودن مناكب بزمين مانند استعاره بودن ظهر است بر آن در ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ فاطر: ٤٥. اين لفظ فقط دو بار در كلام اللّه آمده است.