تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - چنان از حق مىگريزند كه گورخران از شير!
آنها انتظار دارد نامههاى جداگانهاى از سوى خداوند به او داده شود"! (بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً) [١] اين شبيه چيزى است كه در آيه ٩٣ سوره اسراء آمده است: وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ:" اگر به آسمان نيز بروى ما به تو ايمان نمىآوريم مگر آنكه نامهاى (از سوى خدا) بر ما نازل كنى"! و يا آيه ١٢٤ سوره انعام كه مىگويد: قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ:
آنها مىگويند ما ايمان نمىآوريم تا زمانى كه همان چيزى كه به رسولان الهى نازل شده به ما نيز داده شود"! و به اين ترتيب هر كدام انتظار داشتند پيامبرى اولو العزم باشند! و نامه مخصوصى به نامشان از سوى خدا از آسمان نازل شود، و تازه اگر چنين چيزى نازل مىشد معلوم نبود ايمان بياورند.
در بعضى از روايات آمده است كه ابو جهل و جماعتى از قريش گفتند اى محمد ما به تو ايمان نمىآوريم تا زمانى كه نامهاى از آسمان بياورى كه عنوانش اين باشد:" از خداوند رب العالمين به فلان فرزند فلان و در آن رسما دستور داده شود كه ما به تو ايمان بياوريم [٢]!
نازل شدن كتاب آسمانى بر آنها و مطالب ديگرى از اين قبيل همه بهانه است.
[١]" صحف" جمع" صحيفه" به معنى ورقهاى است كه آن را اين طرف و آن طرف مىكنند (چون اصل ماده" صحف" و" صحيفه" به معنى چيز گسترده مانند صورت است) سپس به نامه و كتاب اطلاق شده.
[٢] تفسير" قرطبى" و تفسير" مراغى" و تفاسير ديگر!