تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - تفسير آن روز كه هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد
" لظى" به معنى شعله خالص آتش است، و يكى از نامهاى جهنم نيز مىباشد، و در آيات فوق هر دو معنى ممكن است.
" نزاعة" به معنى چيزى است كه پى در پى جدا مىكند.
و" شوى" به معنى دست و پا و اطراف بدن است، و گاه به معنى بريان كردن نيز آمده، ولى در اينجا منظور همان معنى اول است، زيرا هنگامى كه آتش سوزان و شعلهورى به چيزى مىرسد اول اطراف و جوانب و شاخ و برگ آن را مىسوزاند و جدا مىكند.
بعضى از مفسران" شوى" را در اينجا به معنى پوست تن، و بعضى به معنى پوست سر، و بعضى به معنى گوشت ساق پا، تفسير كردهاند، و همه اينها در آن مفهوم وسيعى كه گفتيم جمع است، و عجب اينكه با اينهمه مصيبت مرگ و ميرى در كار نيست!
" اين شعله سوزان كسانى را كه پشت به فرمان خدا كردند و از اطاعت او روى گردان شدند صدا مىزند و به سوى خود مىخواند" (تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى).
به اين ترتيب اين آتش سوزان با زبان حال و جاذبه مخصوصى كه نسبت به