تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - تفسير اوصاف انسانهاى شايسته
" و هنگامى كه خوبى به او رسد از ديگران دريغ مىدارد" (وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً).
جمعى از مفسران و ارباب لغت" هلوع" را به معنى حريص و جمعى به معنى" كم طاقت" تفسير كردهاند، بنا بر تفسير اول در اينجا به سه نكته منفى اخلاقى در وجود اينگونه انسانها اشاره شده،" حرص" و" جزع" و" بخل" و بنا بر تفسير دوم به دو نكته" جزع" و" بخل" زيرا آيه دوم و سوم تفسيرى است براى معنى (هلوع).
اين احتمال نيز وجود دارد كه هر دو معنى در اين واژه جمع باشد، چرا كه اين دو وصف لازم و ملزوم يكديگرند، آدمهاى حريص غالبا بخيلند، و در برابر حوادث سوء كم تحمل، و عكس آن نيز صادق است.
وانگهى آيا ممكن است خداوند چيزى را با صفتى بيافريند، و سپس آفرينش خود را مذمت كند؟
و از همه اينها گذشته قرآن در آيه ٤ سوره" تين" صريحا مىگويد:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ:" ما انسان را به بهترين صورت و ساختمان آفريديم".
مسلما منظور اين نيست كه ظاهر انسان خوب و باطنش زشت و بد است، بلكه كل خلقت انسان به صورت" احسن تقويم" است، و همچنين آيات ديگرى كه مقام والاى انسان را مىستايند، اين آيات با آيه مورد بحث چگونه سازگار است؟