تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦ - تفسير شما چرا اهل دوزخ شديد؟
نسبت به مسائل برزخ و قيامت تفسير كردهاند كه با تفسير اول از جهتى هماهنگ است.
" لذا شفاعت هيچيك از شفاعت كنندگان به حال آنها سودى ندارد" و بايد در عذاب الهى براى هميشه بمانند (فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ).
نه شفاعت انبيا و رسولان پروردگار و امامان، و نه شفاعت فرشتگان و صديقين و شهداء و صالحين، چرا كه شفاعت نياز به وجود زمينه مساعد دارد، و اينها زمينهها را به كلى از ميان بردهاند، شفاعت همچون آب زلالى است كه بر پاى نهال ضعيفى ريخته مىشود، و بديهى است اگر نهال به كلى مرده باشد اين آب زلال آن را زنده نمىكند، و به تعبير ديگر همانگونه كه در بحث شفاعت گفتهايم" شفاعت" از ماده شفع به معنى" ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر" است، و مفهوم اين سخن آن است كه شخص شفاعت شونده قسمتى از راه را با پاى خود پيموده، و در فراز و نشيبهاى سخت وامانده، شخص شفاعت كننده به او ضميمه مىشود و او را يارى مىكند تا بقيه راه را بپيمايد [١] ضمنا اين آيه بار ديگر بر مساله شفاعت و تنوع و تعدد شفيعان درگاه خدا تاكيد مىكند، و پاسخ دندانشكنى است براى آنها كه منكر اصل شفاعتند.
همچنين تاكيدى است بر اينكه شفاعت بىقيد و شرط نيست، و به معنى چراغ سبز براى گناه محسوب نمىشود، بلكه عاملى است براى تربيت انسان كه حد اقل او را به مرحلهاى كه قابليت شفاعت داشته باشد برساند، و رابطه او با خدا و اولياى او به كلى قطع نشود.
[١]- تفسير" نمونه" جلد اول ذيل آيه ٤٨ سوره بقره.