تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - تفسير و اين هم سرنوشت شوم او
يا اينكه نه پوست و گوشتى بر تن مىگذارد و نه استخوان را سالم مىگذارد، بنا بر اين مفهوم آيه اين نيست كه به كلى مىسوزاند و نابود مىكند چرا كه اين معنى با آنچه در آيه ٥٦ سوره نساء آمده سازگار نيست، آنجا كه مىفرمايد: كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ:
" هر زمان كه پوستهاى تن آنها مىسوزد پوستهاى ديگرى بر آن مىرويانيم تا مجازات الهى را بچشند"!
" بشر" در اينجا جمع" بشره" به معنى ظاهر پوست تن است و نيز ممكن است به معنى انسانها بوده باشد، و" لواحة" از ماده" لوح" گاه به معنى ظاهر و آشكار شدن آمده، و گاه به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن.
بنا بر معنى اول، تفسير آيه چنين مىشود: دوزخ از فاصله دورى براى انسانها نمايان مىگردد، همانگونه كه در آيه ٣٦ سوره نازعات آمده است، وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى" دوزخ براى بينندگان آشكار مىگردد".
و بنا بر معنى دوم تفسير آيه چنين است:" دوزخ رنگ پوست تن را به كلى دگرگون مىسازد"
[١]" لواحة" خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير" هى لواحة" مىباشد.