حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
بستگی دارد بطرز تلقی مسلمین از اسلام که چه جور اسلام را میگیرند و چه جور
تلقی میکنند ، آن را از سر میگیرند ، از پا میگیرند ، از ته میگیرند ، آن
را تجزیه میکنند ، قسمتی از آن را میگیرند و قسمتی را نمیگیرند ، قشرش
را میگیرند و لبش را نمیگیرند ، یا میخواهند لبش را بگیرند و قشرش را
رها کنند ، بالاخره به صورتی درمیآید که : « لا یموت فیها و لا یحیی »[١] . نه مرده است و نه زنده نه میشود گفت هست و نه میشود گفت نیست
این ، نکته اساسی است ، والا تنها ما بنشینیم از تمدن و فرهنگ اروپائی
انتقاد بکنیم ، از فرهنگ اسلامی هم تمجید بکنیم و بعد هم بنشینیم و خیال
بکنیم که فرهنگ اسلامی و روح اسلام همان است که ما امروز داریم ، پس
مردم دنیا بیایند از ما پیروی کنند ، کاری از پیش نمیرود خوب اگر مردم
دنیا بیایند از ما پیروی کنند ، مثل ما میشوند یعنی به صورت نیمه مرده
ای در میآیند حالا خود قرآن را ببینید :
اساسا همه این تعبیرات : حیات اسلامی ، حیات تفکر اسلامی ، همه اینها
، اساسی است که طرحش را خود قرآن ریخته است و تعبیرها از خود قرآن
است میگوید : « یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما
یحییکم »[٢] . ای مردم ! ندای این پیغمبر را بپذیرید ، این پیغمبری که
شما را دعوت میکند به آن حقیقتی که شما را زنده میکند این پیغمبر برای
شما یک اسرافیل است ، یک محیی است ، تعلیمات او زندگی بخش است ،
حیاتبخش است .
[١] سوره طه ، آیه ٧٤ - سوره اعلی ، آیه . ١٣ [٢] سوره انفال ، آیه . ٢٤