حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
مباحثهای داریم ، شیعی گفت عقیده من این است که عمل از ایمان انفکاک ندارد و سعادت انسان در گرو عملش است مرجیء گفت من میگویم عمل ارزشی ندارد ، سعادت انسان در گروه ایمان و عقیده اوست عقیده تو چیست ؟ موسیقیدان قدری فکر کرد و گفت اعلای شیعی و اسفلی مرجیء از سر تا کمرم شیعه و از کمر به پائین مرجیء هستم میخواست بگوید من فکرم شیعی است اما در عمل مرجیء هستم . ما امروز وقتی وارد دنیای شیعه میشویم و به خودمان نگاه میکنیم میبینیم خودمان از سر تا قدم مرجیء هستیم هی دنبال بهانه هائی هستیم بلکه بهشت را با یک بهانه درست بکنیم میگوئیم بهشت را به " بها " نمیدهند ، به " بهانه " میدهند این را که گفته است ؟ علی بن ابیطالب علیه السلام از بهشت به " بها " تعبیر میکند و میگوید " ثمن " ، ثمن اعمال شما ، ولی ما میگوئیم نه ، بهشت را به " بها " نمیدهند ، یعنی بهشت را نمیشود با عمل تهیه کرد و خرید ، بهانه ای باید درست کرد این نوعی گریز از واقعیت به خیال است . وای به حال ملتی که اینجور فکر کند و بگوید بهشت را به " بها " نمیدهند ولی به یک بهانه دروغین میدهند وای به حال ملتی که پایه سعادت خود را بر وهم و خیال بگذارد . در این زمینه مطلب بسیار زیاد است و اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم میبینیم مطلب کاملا مشخص است قرآن ، یهودیان را که آن وقت اینچنین فکری داشتند که حالا چنین فکری ندارند سخت میکوبد این فکر که ملتی برای خودش امتیازی در نزد پروردگار قائل ، و معتقد