حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
باشد که اگر من کار بد بکنم ، خدا به کار بد من کار ندارد ولی اگر کار
خوب بکنم چند برابر جزای خوب میدهد ، اساسا مال یهودیها بود ، و قرآن
زیاد این را نقل میکند اینها میگفتند ما هر چه گناه بکنیم ، هر چه کار بد
بکنیم ، به جهنم نمیرویم ما نژاد ممتاز هستیم فرضا اگر به جهنم برویم ،
یک تشریفاتی است و بعد از چند روزی خلاص میشویم ، بهشت مال ماست « و
قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودش » [١] ببینید قرآن در اینجا
چگونه بحث میکند .
در تفاسیر وارد شده است که در مدینه ، هم یهودی بود ، هم مسیحی و هم
مسلمان در میان عده ای از مسلمانان و مسیحیان و یهودیان اختلاف میشود ،
مسلمانها میگویند ما حالا که مسلمان شدیم ملت ممتاز هستیم و خدا برای ما
امتیاز قائل است و هر کار بدی بکنیم خدا از ما میگذرد ، مسیحیها هم
میگویند خیر ، ما چنین هستیم و یهودیها هم همین را میگویند ببینید قرآن
چه جور جواب میدهد : « لیس بأمانیکم و لا امانی اهل الکتاب من یعمل سوء
یجز به »[٢] . نه مطلب آنطوری است که شما مسلمان ها آرزو کردید (
مخاطبش مسلمانهاست ) و آرزویش را در دلتان پروراندید ، و نه آنطور
است که اهل کتاب خیال کردند و آرزویش را در دلشان پروراندند خدا با
هیچکس خویش و قومی ندارد ، « من یعمل سوء یجز به »[٣] ، هر کسی کار
بد بکند خداوند به او کیفر خواهد داد ببینید قرآن چگونه و با چه صراحتی
این خیال را که مقدمه انحطاط مسلمانان بود از سرشان بیرون آورد فرمود
بروید عمل خودتان را تصحیح کنید .
[١] سوره بقره ، آیه . ٨٠ [٣][٢] سوره نساء ، آیه . ١٢٣