حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
را بر پا دارد . مثلا دورکهیم جامعه شناس معروف فرانسوی شدیدا به اصالت اجتماع معتقد است ، او در کمال صراحت میگوید : جبر بر انسان حاکم است و اختیار و آزادی خیال محض است از نظر اینها انسان حالت نوار خالی ضبط صوت را دارد که هر صدائی روی آن ضبط شود ، جبرا عین همان را پس میدهد نوار ، دیگر نمیتواند عکس العمل مخالف نشان دهد و بگوید روی من این مطلب را ضبط کرده اند اما من عکسش را میگویم یا اصلاحش میکنم انسان هم در هر موقعیت اجتماعی که قرار بگیرد جامعه او را به آن گونه پر میکند و هر جور هم پر کرد ، او همان را پس میدهد نتیجه این اصالت اجتماعی بودن ، نفی هرگونه اختیار و آزادی از بشر است اختیار و آزادی جز با قبول آنچه در اسلام به نام فطرت نامیده میشود و قبل از اجتماع در متن خلقت به انسان داده شده است معنی پیدا نمیکند بنابراین مسئله تز اصلاحی بر دو پایه استوار است : یکی اینکه طبیعت بشر را شریر ندانیم ، دیگر اینکه برای بشر آزادی و اختیاری قائل شویم که بتواند بر اوضاع اجتماعی خویش مسلط شود و خود و جامعه خود را هر طور که میخواهد بسازد .
تز اصلاحی و علمی بودن مارکسیسم
میگویند مارکسیسم علم است این سخن به معنی آن است که مارکسیسم یک تز اصلاحی نیست یک باغبان ، قوانین گیاه شناسی ، قوانین رشد و نمو گیاهان ، قوانین تغذیه و تولید مثل گیاهان ، قوانین