حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد ، از عمق روح خودمان
یا رب یارب بگوییم ؟ اساسا بیدار نمیشویم و اگر هم بیدار شویم درست
مثل مستی که چند جام شراب خورده است ، تلو تلو میخوریم .
پس اگر انسان بخواهد لذتهای معنوی و الهی را در این دنیا درک کند ،
چاره ای ندارد جز اینکه از لذتهای مادی و جسمانی کسر بکند علی علیه السلام
، سحر که بلند میشد ، حال عجیبی داشت ، وقتی نگاهش به آسمان پرستاره
خدا میافتاد ، چنین میخواند : « ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف
اللیل و النهار لایات لاولی الالباب الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و
علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا
سبحانک فقنا عذاب النار »[١] . به خدا قسم لذتی که یک مرد با ایمان
در آن وقت شب که بلند میشود و چشمش میافتد به آسمان پرستاره و این چند
آیه قرآن را که صدای هستی است و از قلب وجود برخاسته است ، میخواند و
با هستی همصدا میشود ، احساس میکند ، برابر است با یک عمر لذت مادی
در این دنیا یک چنین آدمی نمیتواند مثل ما زندگی کند ، نمیتواند سر سفره
شام بنشیند و در حالی که ظهر غذاهای سنگین ، انواع گوشتها ، روغنهای
حیوانی و نباتی ، انواع شیرینیها و انواع محرک اشتهاها خورده است ،
تازه مقداری سوپ بخورد تا اشتهایش تحریک بشود این روح ، خود به خود
میمیرد ، این آدم نمیتواند در نیمه های شب بلند شود و اگر هم بلند شود ،
نمیتواند از عبادت لذت ببرد .
[١] سوره آل عمران آیه . ١٩٠