حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
وقتی پهلوی او نشست میگوید این را برای چه نوشتی ؟ میگوید چون شما
صدراعظم هستید فکر کردم اگر بخواهم به شما خدمتی بکنم هیچ چیز بهتر از
این نمیشود که فرمان امیرالمؤمنین را که دستور حکومت است و موازین
اسلامی حکومت است برای شما بنویسم صدراعظم میگوید بیا جلو و یواشکی از
او میپرسد آیا خود علی به این عمل کرد یا نه ؟ عالم میگوید بله عمل کرد
میگوید خودش که عمل کرد جز شکست چه نتیجه ای گرفت ؟ چه چیزی نصیبش شد
که حالا تو این را آورده ای که من عمل کنم ؟ آن مرد عالم گفت تو چرا این
سؤال را جلوی مردم از من نپرسیدی و صبر کردی تا همه مردم رفتند ؟ حتی
نوکرها را بیرون کردی و من را آوردی نزدیک و یواشکی پرسیدی ؟ از چه کسی
میترسی ؟ از این مردم میترسی ؟ تو از چه چیز مردم میترسی ؟ غیر از همین
علی است که در فکر مردم تأثیر کرده ، الان معاویه کجاست ؟ معاویه ای که
مثل تو عمل میکرد کجاست ، تو خودت هم مجبوری به معاویه لعنت کنی پس
علی شکست نخورده ، باز هم امروز منطق علی است که طرفدار دارد ، باز هم
حق پیروز است . این یک مثل بود ولی بیانگر واقعیت است .
خطبه ٥١ " نهج البلاغه " استفاده باطل از حق را به خوبی نشان میدهد
حضرت علی علیه السلام در این خطبه میفرماید : « انما بدء وقوع الفتن
اهواء تتبع » [١] همانا آغاز فتنه ها و نابسامانیها هواهای نفسانی است
که متتبع واقع میشوند یعنی انسانهائی تحت تأثیر هواهای نفسانی خودشان
قرار میگیرند و بعد به جای اینکه خدا را پرستش
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ٥٠ صفحه . ١٣٧