حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
آن دو تصور دیگری که برای زهد عرض کردم در تصور مرده است ، یعنی دو تصوری است که نشان دهنده هیچ نمونه ای از حیات در بشر نیست ، منشأش دو فکر غلط است آدم خیال میکند که حساب دنیا از حساب آخرت و حساب آخرت از حساب دنیا جداست ، و نمیداند که عبادتش همان طور که برای آخرت او مؤثر است برای دنیای او هم مؤثر است و به طور کلی زندگی دنیایش همین طور که برای دنیایش مؤثر است ، برای آخرتش مؤثر است یک فکر غلط میکند ، به دنبال آن قدم غلط برمیدارد ، به صورت یک موجود بیحس و مرده درمیآید و نتیجه این میشود که دنیا و کار دنیا و زندگی دنیا را رها میکند ، میرود در یک غار یا صومعه مینشیند و گوشه عزلت اختیار میکند به خیال اینکه از این راه به آخرت برسد ، در نتیجه هم از دنیا محروم میشود و هم از آخرت ، و خودش هم یک موجود بیخاصیت و بیاثر میگردد این ، تصور مرده ای از زهد است با آن تصور دیگر که خیال کنیم خداوند بخیل است از اینکه لذت دنیا را به همان کسی بدهد که لذت آخرت را میدهد و لذت آخرت را به همان کسی بدهد که لذت دنیا را میدهد یعنی خیال کنیم که امکان ندارد انسان هم در دنیا یک زندگی مرفه داشته باشد و هم در آخرت سعادتمند باشد و در نتیجه لذتهای دنیا را بر خودمان تحریم کنیم تا در آخرت به ما لذت بدهند این یک تصور مرده است و کسی که چنین تصوری دارد به صورت یک موجود مرده درمیآید . اما آن کسی که رضای خدا را در چیز دیگری تشخیص میدهد ، رضای خدا را در تراحم و تعاطف و خدمت به خلق تشخیص میدهد ،