حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢
یافته اند ضعف وجودی دارند ، چرا که لازمه فعل بودن یک فعل ، تاخیر از فاعل است و جز خدا که فاعل عالی الاطلاق است ، همه مخلوقات فعل او محسوب میشوند و لذا ضعف و نقص دارند لازمه فعل بودن ، ماهیت داشتن است و همین طور فعل فعل یک درجه از او نازل تر است به این ترتیب نیستی در عین اینکه اصالت ندارد در هستی راه پیدا میکند تا میرسیم به عالم طبیعت یا ناسوت که از نظر حکمای الهی ضعیف ترین و ناقص ترین عوالم وجود است ، در اینجا نشانه های ضعف وجود که به یک اعتبار نشانه های ماهیت و نیستی است ، بیشتر پدیدار میشود پس شر و باطل در عین حال که اصالت ندارد و از سنخ وجود نیست ، از لوازم لاینفک درجات پائین هستی است . به این ترتیب نظام هستی را اگر از آن جهت که هستی است نظر کنیم ، باطل و ماهیت و نیستی در آن راه ندارد ، از بالا که نگاه کنیم نور است ، اما از پائین که نگاه کنیم سایه میبینیم ، سایه یک جسم لازمه جسم است که در عین اینکه اصالت ندارد ( و هر چه هست نور است ) ، اما به واسطه آن جسم برای ذهن ما نمود پیدا میکند ، سایه چیزی نیست جز نبودن نور در یک محدوده ، و بودن نور در اطراف آن . حکمت الهی همه چیز را در بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه میکند ، میگوید ظهرالوجود بسم الله الرحمن الرحیم یعنی هستی به نام الله رحمان و رحیم به ظهور میرسد و از یک دید خیلی عالی ، عالم جز الله و رحمانیت الله و رحیمیت الله چیز دیگری نیست تصور این معنا مشکل است اما خیلی عالی و لطیف است و اگر انسان این نکته را درک کرد بسیاری از مسائل برای او حل میشود در این بینش ،