حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
ما در عصر ائمه هم میبینیم که این فکر میخواسته در میان شیعیان رواج پیدا کند و ائمه ما چقدر با آن مبارزه میکردند ، دو داستان در این زمینه برای شما نقل میکنم ، یکی این است : در زمانی که حضرت رضا علیه السلام در مرو بودند ، همان وقتی که مأمون حضرت را احضار کرده و میخواست ولایتعهدی را به ایشان واگذارد و حضرت نمیپذیرفتند ، و بالاخره بالاجبار یک قبول ظاهری کردند که هر کس دقت میکرد ، میفهمید که در واقع قبول نکرده اند و مثل یک آدم معترض بودند و اصلا در هیچ کاری تصرف نمیکردند ، جلسه ای بود که افراد زیادی حاضر بودند و حضرت صحبت میکردند . حضرت رضا علیه السلام برادری دارد به نام زیدبن موسی بن جعفر که به او زیدالنار هم میگویند که در مدینه قیام کرد و قیامش سرکوب شد و مأمون به خاطر حضرت رضا او را بخشید ، او هم در این جلسه حاضر بود . ما دو زید امامزاده داریم ، یکی زیدبن علی بن الحسین برادر حضرت باقر علیه السلام و یکی هم زیدبن موسی بن جعفر برادر حضرت رضا علیه السلام از این دو تا زید ، زیدبن علی بن الحسین علیه السلام جلیل القدر است ، اوست که پیشوای زیدیه است شیعیان یمن بعد از حضرت امام زین العابدین علیه السلام زید را پیشوا میدانند . زید به حسب اعتقاد ما شیعیان یعنی به حسب آنچه که از ائمه رسیده است بسیار مرد جلیل القدری بوده و هیچ مدعی امامت نبوده است و این ادعا را بعد به او نسبت داده اند ولی زیدالنار اینجور نیست .