حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
او انجام داده است . ولی در عین حال که همه اینکارها را میکرد ، زاهد
بود اتفاق میافتاد که میرفت در آن باغستانهای مدینه که مربوط به اهل
کتاب و غیر مسلمانان بود و برای آنان کار میکرد ، خدمت میکرد ، مزد
میگرفت و بعد مزد او بود که تبدیل به نان میشد به خانه اش گندم میآورد
، جو میآورد و صدیقه طاهره سلام الله علیها با دست خودش آنها را آرد
میکرد ، میپخت و در عین حال وقتی که به محتاجی ، به مسکینی ، به یتیمی ،
به اسیری برخورد میکردند فورا او را بر خودشان مقدم میداشتند این بود
معنی زهد علی علیه السلام ، شما این جور زاهد را پیدا بکنید .
زهد علی علیه السلام همدردی بود همدردی ، انسانیت است او از حق صد
درصد مشروع خودش هم استفاده نمیکرد برای خودش به اندازه یک سرباز فقط
از بیت المال حقوق قائل بود ، ولی در همان هم قناعت میکرد ، حاضر نبود
با شکم سیر بخوابد چرا ؟ چون دل و وجدان و قلب زنده اش به او اجازه
نمیداد میفرمود : « او ابیت مبطانا و حولی بطون قرثی ، و اکباد حری ، او
اکون کما قال القائل : »
| و حسبک داء ان تبیت ببطنة |
| و حولک اکباد تحن الی القد [١] |
[١] نامه ٤٥ نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه ٩٧٠ [ نامه ای است که آن حضرت علیه السلام به عثمان بن حنیف انصاری که از جانب آن بزرگوار حاکم بصره بود نوشته است ] .