حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
اگر شما بخواهید جامعه ای را از فئودالیسم به سوسیالیسم ببرید مثل این
است که نطفه ای را بخواهید به مرحله تولد برسانید ، این ، عملی نیست
جامعه هم ره صد ساله را یک شبه طی نمیکند تزی عملی نیست جامعه هم ره صد
ساله را یک شبه طی نمیکند تزی که میخواهد با آزادی دادن ، با ایمان
بخشیدن ، با علم و ایمان ، بشر را به صلاح و کمال و رفاه برساند درست
نیست ، عملی نیست .
تز اصلاحی یعنی اینکه طرحی به بشر بدهیم که بشر خودش را بر آن مبنا
بسازد مارکسیسم میگوید من چنین تز اصلاحیی ندارم ، یک فکر علمی و حکمت
علمی ندارم میگوید در دوره فئودالیسم دست و پای بیخودی نزن ، یک کاری
بکن فئودالیسم دوره اش را طی کند بیاید به دوره بورژوازی ، و اگر جامعه
در دوره کاپیتالیسم است کاری بکن که تضادهایش شدید بشود و انقلاب صورت
گیرد معنی اینکه اینها تز اصلاحی ندارند همین است چون تز اصلاحی ، یعنی
اصلاح بشر به دست بشر که بر دو فکر اساسی متوقف است : یکی اینکه در
طبیعت بشر حقگرائی وجود داشته باشد ، دیگر اینکه بشر آزاد و مختار باشد
و بتواند خود انتخاب کند .
وقتی که در طبیعت بشر جز شرارت چیزی نیست ، بشر را بدست بشر نمیشود
اصلاح کرد پیامبران آمده اند بشر را بدست بشر اصلاح کنند نیامده اند بشر
را بدست فرشتگان اصلاح کنند قرآن میگوید : « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات
و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط »[١] پیامبران
را با دلائل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم
عدالت را بر پا دارند نمیگوید تا پیامبران
[١] سوره حدید ، آیه . ٢٥