حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
کشتار زیاده روی کند و همانا او پیروز است حال ای مردم شما میگوئید ما در مقابل این جنایت بزرگ که بر اسلام وارد شد ، سکوت کنیم ؟ مردم هم گفتند نه ، نه ، ما با جان و دل حاضریم جهاد کنیم آن وقت مردم را جمع کرد و به جنگ با علی علیه السلام آمد پس معاویه از خودش نیروئی نداشت ، از نیروی پیغمبر استفاده کرد ، از نیروی قرآن استفاده کرد بعد معاویه ، زیادبن ابیه ، یک جلاد خونریز را برای مردم میفرستد ، آن وقت مردم چه میگویند ؟ میگویند اینهم اسلام ، اینهم دین ، ببین حاکم اسلامی چه میکند ؟ آن وقت زبان معاندین دراز میشود سپس امام علیه السلام میفرماید : « و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان ! » و لیکن از حق قسمتی و از باطل قسمتی گرفته میشود و مخلوط میشوند یعنی یک مشت از حق و یک مشت از باطل را با یکدیگر مخلوط میکنند و به خورد مردم میدهند مانند کسی که در گندم مقداری ارزن قاطی میکند و به نام گندم به مردم میفروشد ! مردم وقتی شب آن را خوردند فردا اثرش را میبینند و میفهمند آنچه دیشب خورده اند نان گندم نبوده است « فهنا لک یستولی الشیطان علی اولیائه و ینجوا الذین سبقت لهم من الله الحسنی » [٢] ، در اینجاست که شیطان بر دوستان خودش مسلط میشود یعنی ابزار شیطان هم حق است ، حق مخلوط شده با باطل ، حقی که لباس باطل پوشیده است این همان معنائی است که از آیه استفاده میشود که باطل از حق تغذیه میکند ، خودش نیرو ندارد ، از آن نیرو
١ و[٢] نهج البلاغه فیض الاسلام ، خطبه ٥٠ ، صفحه . ١٣٧