حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
که آن نقصی که در فرهنگ و تمدن اروپائی امروز وجود دارد ، در فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی وجود ندارد ، آن انتقادهای اصیل و اساسی که بر فرهنگ اروپا که فرهنگ مادی محض است وارد است ، بر فرهنگ اسلامی وارد نیست لهذا باز در قسمت دیگر کلام خودش کوشش میکند که پایه های اساسی فرهنگ اسلامی و مزایای فرهنگ و تمدن اسلامی را معرفی کند که من باز قسمتی از آنها را برای شما میخوانم تا بعد وارد مسئله احیاء فکر دینی شوم در آن قسمت از سخنان خودش اینجور میگوید : " مسلمانان ، مالک اندیشهها و کمال مطلوبهای نهائی مطلق مبتنی بر وحیی میباشند که چون از درونیترین ژرفنای زندگی بیان میشود ، به ظاهری بودن آن رنگ باطنی میدهد برای فرد مسلمان شالوده روحانی زندگی امری اعتقادی است ، و برای دفاع از این اعتقاد به آسانی جان خود را فدا میکند " . خلاصه حرفش را برایتان توضیح بدهم ، میگوید : اسلام آنچه را که برای بشر پیشنهاد میکند چون پشتوانه اش ایمان مذهبی است ، چون از وحی سرچشمه گرفته است ، میتواند تا اعماق روح بشر نفوذ بدهد همین طوری که نشان داده است و نشان میدهد که حتی در عصر حاضر ، چنین قدرتی را دارد . پس اگر اسلام مثلا حریت را پیشنهاد میکند ، آزادی را پیشنهاد میکند ، اگر عدالت یا انسان دوستی را پیشنهاد میکند ، اگر حقوق بشر را پیشنهاد میکند ، پیشنهادهائی است که در روح بشر ضمانت اجرائی دارد ولی آنچه اروپا میگوید ، پیشنهادهائی است .