حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
اروپا دنباله فرهنگ اسلامی است . " ترس ما تنها از این است که ظاهر خیره کننده فرهنگ اروپائی از حرکت ما جلوگیری کند و از رسیدن به ماهیت واقعی آن فرهنگ عاجز بمانیم " . میگوید : آنچه من میترسم این است که ما این ظاهر را ببینیم ، صنعت و علوم طبیعی را ببینیم ، اما آن باطنی که بشر را به سوی آن سوق میدهد را نبینیم ، نتوانیم تجزیه و تحلیل کنیم در جای دیگر کتاب خودش میگوید : " عقل به تنهائی قادر نیست که بشر رانجات بدهد و بزرگترین عیب فرهنگ اروپا این است که میخواهد با عقل به تنهائی بدون اینکه با روح ، با وجدان ، با ایمان پیوندی داشته باشد ، فقط با نیروی عقل ، کشتی بشریت را از مهلکه نجات بدهد " . میگوید : " مثالیگری اروپا هرگز به صورت عامل زنده ای در حیات آن در نیامده است " . مثالیگری اروپا یعنی ایده آلیسم اروپا ، کمال مطلوبهائی که فرهنگ اروپائی به بشر میدهد ، مسلکهائی که به وجود میآورد ، ایسم هائی که به وجود میآورد و خیال میکند ملحق شدن به این ایسم ها بشر را میتواند نجات بدهد . میگوید : این ایسم ها واقعا نتوانسته است ماهیت اروپائی را عوض کند ، انسانیش کند ، و از مرحله لفظ و زبان جلو نیامده است به عبارت ساده تر ، اروپائی و اروپا زیاد از احسان و انساندوستی در کلام خودش ، در نوشته خودش ، در اعلامیه های خودش دم میزند ولی چون