حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠
بحث کنم ، ولی ابتداء میخواهم آن نقاط برجسته افکار او را به اطلاع شما برسانم . اقبال مردی است اروپا رفته و اروپا شناخته ، مردی است که از تحصیلات جدید بهره بسیار عالی داشته است ، مردی است که دنیای اروپا او را به عنوان یک تفکر و دانشمند و صاحبنظر میشناسد ، او کسی نیست که در گوشه هند منزوی شده و از دور شبحی از اروپا در نظرش مجسم شده باشد و بعد بخواهد انتقاداتی بکند ، او اروپا را از نزدیک دیده و شناخته و تجزیه و تحلیل کرده است به علم جدید هم بسیار علاقه مند است و جوانان مسلمان را تشویق میکند که علوم جدید را بیاموزند او کسی نیست که با علوم جدید مخالف باشد یا مسلمین را پرهیز بدهد که علوم جدید را نیاموزید . با همه این حرفها که مردی است که تحصیلات عالیه خودش را در اروپا کرده و اروپا را شناخته است و به ارزش علم جدید فوق العاده واقف و معترف است ، در عین حال اولین چیزی که در گفتار این مرد جلب توجه میکند و آن را در اشعار خودش به صورت منظوم بیان کرده است ، این است که آن چیزی که امروز آن را " تمدن اروپائی " میگویند ، یعنی مجموع شئون زندگی اروپائی ، ایده آل هائی که تمدن امروز اروپائی به بشر میدهد ، راه و رسمی که به بشر میآموزد ، اخلاق و عادات و بالاخره مسیری که اروپای امروز دارد را نه تنها یک چیز خوبی نمیداند بلکه یک امر بسیار بسیار خطرناکی ، هم برای بشریت و هم برای خود مردم اروپا میداند . یعنی اقبال اروپا رفته و اروپا شناخته ، آینده تمدن اروپا را بسیار