حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
آثارش نگاه میکنند میبینند آثار بد دارد معاندها زبانشان دراز میشود که
این دین و مذهب شما هم خراب از آب درآمد ، دیگر نمیدانند که این
خرابیها و آثار سوء مال باطل است نه مال حق ! حق هرگز طوری رفتار نمیکند
که زبان معاندین بر او دراز شود .
سرگذشت معاویه بیانگر این حقیقت است چه شد که معاویه توانست پست
خلافت را اشغال کند ؟ با نیروی حق ، با نیروی مردم مرتاد ، حق طلب ،
حنیف و حقیقتجو که تازه با اسلام آشنا شده بودند و دلشان برای اسلام میطپد
وقتی عثمان بر اثر انحرافهایش در خطر کشته شدن بود ، معاویه هیچ کمکی
برای او نفرستاد برای اینکه او با عثمان کار نداشت ، او دنبال ریاست
خودش بود فکرهایش را کرد ، دید اگر عثمان کشته بشود مرده عثمان بیشتر
به نفع اوست تا زنده او ، لذا جاسوسهایش را فرستاد تا لباس خون آلودی
، انگشت بریده ای از عثمان برای او ببرند وقتی اینها را آوردند فورا
پیرامن عثمان را بر سر دروازه شام یا مسجد جامع دمشق آویزان کرد و رفت
بالای منبر شروع کرد به اشک تمساح ریختن که ایهاالناس خلیفه مظلوم
پیامبر را کشتند ، این هم پیراهن خون آلود او ، صدای غریو گریه مردم بلند
شد .
معاویه روزها از این مردم اشک گرفت و از مظلومیت خلیفه پیامبر سخن
گفت و این آیه را میخواند : « و من قتل مظلوما فقد لولیه سلطانا فلا
یسرف فی القتل انه کان منصورا »[١] ، و کسی که مظلوم کشته شود ما
برای ولی او حق قصاص قرار دادیم ، اما نباید در
[١] سوره اسراء ، آیه . ٣٣