حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
میچربد . این ایراد ، عین ایرادی است که به تاریخ نویسهای ماتریالیست وارد است که کوشش میکنند صفحات تاریخ بشریت را سیاه سیاه جلوه دهند ، چون برخلاف فلسفه آنهاست که زیبائیها را نشان دهند اگر زیبائیها را نشان دهند ماتریالیستها تاریخی باطل میشود آنها میگویند انسان ، از زمانی که مالکیت پیدا شد از انسانیت خودش خارج شد و به اصطلاح مارکس از خود بیگانه و مسخ شد ! استثمارگر به شکلی از انسانیت خارج شد و استثمار شده به شکل دیگر انسان آن وقت انسان بود که در دوره اشتراک اولیه بود و آن وقت به انسانیت خودش بازگشت میکند که به اشتراک ثانوی برسد در بین این دو دوره انسان از انسانیت بیرون رفته و تاریخ او نمیتواند نقطه درخشانی داشته باشد . پس چه باید کرد ؟ باید صبر کرد تا اتوبوس تاریخ ، مراحل خود را بگذراند و به مقصد خودش برسد و آن ، وقتی است که ابزار تولید جبرا سوسیالیسم و اشتراکیت را ایجاب کند پس در ایجاد سوسیالیسم و حق و عدالت ، بشر نقشی ندارد و نمیتواند آن را جلو یا عقب ببرد ، باید خود به خود مانند یک جریان خود کار طبیعی پیش برود و زمانش برسد وقتی زمان و دوره و تاریخش رسید خودش به وجود میآید .
نظریه اسلام
نظر اسلام درست برخلاف نظر مارکسیسم است . قرآن همانگونه