حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
مارکس منتظر نشسته بود تا حامله های زمان خودش بچه را بزایند حامله هایی که او پیش بینی میکرد یکی انگلستان بود ، یکی آلمان ، یکی امریکا ، یکی فرانسه ، چون کاپیتالیسم در آنها به عالیترین مراحل رشد و تکامل رسیده بود و آنها نه ماهه بودند و باید بزودی بچه های سوسیالیسم یکی از انگلستان ، یکی از فرانسه ، یکی از امریکا متولد میشدند این نه ماهه ها ، نه ساله شدند و نزائیدند ، نود ساله شدند هنوز هم نزائیده اند ! دیگر امیدی هم به زائیدن اینها نیست ، برعکس کشورهایی سوسیالیسم زائیدند که روز اولی بود که نطفه در رحمشان منعقد شده بود الان عقب مانده ترین کشورها ، کشورهائی هستند که به سوسیالیسم گرایش دارند . مائو در " چهار رساله فلسفی " در کمال صراحت ، بدون اینکه اسم مارکس را بیاورد ، میگوید : اینکه تضاد عمده را تضاد اقتصادی بدانیم در همه جا درست نیست ، در یک جا تضاد عمده تضاد فکری است ، یک جا با اقتصاد میتوان رو بناها را درست کرد و یک جا هم اول باید نظام اجتماعی را تغییر داد بعد نظام اقتصادی عوض میشود ، و این یعنی پوچ . امروزه حرفی پوچ تر از حرف زیربنا و روبنا نیست و با کمال تأسف بعضی از جوانهای ما هنوز این حرف را یک حرف علمی تلقی میکنند ، و عجیب تر این است که عده ای میخواهند اسلام را هم با این حرفها تطبیق بدهند ، میگویند اسلام هم اقتصاد را زیربنا میداند ! اینها نه اسلام را میشناسند نه مارکسیسم را این حرف در میان خودشان و در دنیا پنبه اش زده شده است و تنها جنبه تبلیغی آن باقی مانده است .