حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
رضای خدا را در این تشخیص میدهد که : « و یؤثرون علی انفسهم و لو کان
بهم خصاصة »[١] . از خود میکند و به دیگری میدهد ، او به صورت یک
موجود زنده درمیآید و حیات عالیتری دارد ، چنین موجودی را باید گفت
انسان زنده و بلکه زنده ترین انسانها .
گفتیم فلسفه دیگر زهد ، همدردی و هم سطحی است افراد بشر باید در زندگی
مادی تا حدودی که ممکن است هم سطح یکدیگر زندگی کنند اختلافات طبقاتی که
یکی " کشتی کشتی نعمت " داشته باشد و دیگری " دریا دریا محنت " ،
درست نیست البته نمیگویم همه افراد بشر باید در یک سطح زندگی کنند به
طوری که آنکه کار میکند و آنکه کار نمیکند یک جور نعمت داشته باشند ،
نه ، این حرف درست نیست ، افراد بشر از نظر استعداد و ظرفیت و کار و
ابتکار متفاوتند زندگی میدان مسابقه است و هر کس که بیشتر فعالیت کند
قهرا باید بهره بیشتر و بهتری داشته باشد ، اما آن تمرکز ثروتهائی که از
راه ظلم و تعدی و نه از راه کار و ابتکار و لیاقت به دست میآید ، و آن
فقرهائی که نه از ناحیه تنبلی بلکه به واسطه شرایط نامساعد به وجود آوردن
ایجاد میشود ، نباید وجود داشته باشد .
علی علیه السلام فرمود : « لولا حضور الحاضر ، و قیام الحجة بوجود الناصر
، و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم ،
لالقیت حبلها علی غاربها ، و لسقیت آخرها بکأس اولها » [٢] .
[١] سوره حشر ، آیه . ٩ [٢] نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ٣ ( معروف به خطبه سقثقیه ) صفحه ٥٢.