حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
ببرند برای فقرا و ضعفا و بیچارگان در آخر کار یک کاسه به اندازه خوراک یک نفر برای شخص خودش نگاه میداشت ، البته از نظر اسلام عائله را قبل از خود و بیگانگان باید غذا داد و چه بسیار اتفاق میافتاد که آن آخر کار که برای خودش یک کاسه باقی مانده بود فقیری میرسید و آن را هم به فقیر میداد این را میگویند زهد ، این را میگویند یک عمل شکوهمند و انسانی این ، یک فلسفه زهد است اسلام این نوع زهد را که نه معنی آن تحمل محرومیت بیمنطق است که دور بریزیم تا در آخرت لذت بدهند که لذت هم نخواهند داد یا قلمرو دنیا را از قلمرو آخرت جدا کنیم ، تأیید میکند . در زهد اسلامی ، زاهد ، زهد میورزد که ایثار کرده باشد ، زهد میورزد که همدردی کرده باشد همدردی یکی دیگر از اهداف زهد اسلامی است یعنی یک انسان در مقامی که برایش مقدور است باید ایثار کند ، ولی گاهی کار به جائی میرسد که از ایثار هم کاری ساخته نیست در شرایطی زندگی میکند که مردم بینوا آنقدر زیاد و فراوانند که او نمیتواند با دادن لباسی که میپوشد ، آنها را بپوشاند ، یا با دادن غذای خود ، آنها را سیر کند و یا با بخشیدن پولی که در جیب خودش دارد ، آنها را متمکن کند از اینها گذشته است جامعه ای است فقیر و مفلوک و بیچاره که در گوشه های مملکت ، مردم نان جو هم گیرشان نمیآید ، یک وقتی میگفتند در سیستان بچه ها را روزها مثل حیوان در صحرا رها میکنند تا علف بخورند از یک نفر که در چنین جامعه ای است چه کاری ساخته است ؟ تنها یک کار ساخته است ، همدردی کردن ، فقط میتواند بگوید حالا که برادرانم ندارند بخورند ، من