حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
این از واضحات است و احتیاج به استدلال ندارد که من بخواهم استدلال کنم
من در کتاب مسئله حجاب نوشته ام که بعضی خیال کرده اند فلسفه حجاب
تمایل به ریاضت و رهبانیت است که این را از نظر اسلام رد کرده و بعد
مفصل بحث کرده ام که اصلا اسلام با ریاضت و رهبانیت ، یعنی با انعزال از
اجتماع صد درصد مخالف است پیغمبر صریحا فرمود : « لا رهبانیة فی الاسلام »
[١] . در اسلام رهبانیت یعنی کناره گیری از زندگی برای رسیدن به آخرت
اصلا وجود ندارد حتی فرمود : رهبانیت و سیاحت امت من جهاد است گذشته
از این ، اسلام صریحا به آن چیزهائی که مکاتب دیگر آن را دنیا مینامند
توصیه کرده و آنها را جزء عبادات دانسته است بعضی از مستمعین نوشته اند
که در قرآن کلمه زهد وجود دارد : « و کانوا فیه من الزاهدین »[٢] . من
به این آیه توجه داشتم ، عرض کردم یک زهد لغوی است و یک زهد مصطلح .
این ، آن زهد لغوی و شاهد بر مدعای من است که عرض کردم زهد فیه ، یعنی
اعتنا به او نداشت ، بیرغبت بود این آیه درباره حضرت یوسف است که
آنها قدر یوسف را ندانستند و اهمیتی به او نمیدادند لذا او را به چند
درهم معدود فروختند بنابراین زهد به آن معنی اصطلاحی که مورد بحث است در
قرآن نیست به هر حال چیزهایی را که زهد مسیحیت جزء دنیا میداند اسلام
آنها را با یک شرط جزء آخرت میداند و آن اینکه برای خدا صورت گرفته
باشد اسلام فرقی
[١] بحارالانوار جلد ٧٠ صفحه ١١٥ بجای لفظ ( فیالاسلام ) ، ( فی امتی ) است . [٢] سوره یوسف ، آیه . ٢٠