حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
حضرت رضا علیه السلام همین طور که با مردم صحبت میکردند یک وقت متوجه شدند که زید در کناری نشسته و عده ای را مخاطب خودش قرار داده و بطور خصوصی با آنها حرف میزند حضرت گوش کردند دیدند مرتب نحن ، نحن ، میگوید یعنی ما اهل بیت چنینیم ، ما خاندان پیغمبر چنان هستیم ، خدا با ما چنین رفتار خواهد کرد ، این امتیازها را ذکر میکند . نوشته اند حضرت همین جور که با مردم صحبت میکردند یک مرتبه سخن خودشان را قطع کردند و رو کردند به زید و فرمودند : ای زید ! این مهملات چیست که به مردم میگوئی ؟ این امتیازات چیست که تو فرض کردی که ما با خدا قوم و خویشی داریم ؟ آیا ما چون اهل بیت پیغمبر هستیم با خدا قوم و خویشی داریم ؟ بعد فرمود : ای زید اگر این جور باشد که تو میگوئی ، که ما چون اهل بیت پیغمبر هستیم اگر لغزشی هم بکنیم خدا ما را میبخشد ، ما تضمین شده و تأمین شده هستیم ، اگر این مهملاتی که میبافی درست باشد ، تو از پدرت موسی بن جعفر افضل هستی برای اینکه تو هم تضمین شده ای ، تو هم میروی بهشت ، پدرت موسی بن جعفر هم میرود بهشت ، اما پدرت یک عمر در دنیا عمل و کوشش کرد و اجتهاد و عبادت نمود و تو یک عمر به بطالت گذراندی . آنجور که تو میگوئی لازمه اش این است که تو و پدرت موسی بن جعفر علیه السلام هر دو در نزد خدا مقرب باشید ، پس تو از پدرت خیلی افضل هستی چون او یک عمر عبادت کرد و تو بیعبادت به آنجا میرسی که پدرت رسیده است .