حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠
دسته شده اند : عده ای نظر اول را برگزیده اند و برخی نظر دوم را ، و
گروهی دیگر به نظری متفاوت با هر دو دسته قبلی معتقد شده اند بعضی
فیلسوفان و از آن جمله اکثر مادیین نسبت به جهان ( و نیز نسبت به انسان
) بدبین بوده اند و جهان را در مجموع خود یک امر نبایستی و نامطلوب و
کور و کر و بیهدف میدانسته اند در مقابل ، الهیون و مکاتب الهی و خصوصا
اسلام بطور قاطع و صریح خلقت عالم را بر حق میدانند و آن را عین خیر و
نیکی و حسن میشمارند و برآنند که هیچ کاستی و زیادتی در آن راه ندارد و
باطل و لغو و بازیچه نیست ، و هیچ امر نبایستی در نظام جهان هستی وجود
ندارد : « الذی احسن کل شیء خلقه [١] ، ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه »[٢]
: پروردگار ما خلقت هر چیز را نیکو ساخت ، و هر آنچه لازمه خلقتش بود
به او عطا کرد .
نظریه سومین گروه این است که جهان ( و انسان ) ترکیبی است از خیر و
شر ، نیمی مطلوب و نیمی نامطلوب است ، نیمی بایستنی و نیمی نبایستنی
است ما دوگانگی را در جهان میبینیم در این عالم ، خیر و شر ، حق و باطل
، نقص و کمال ، مرض و سلامت ، مرگ و حیات ، بینظمی و نظم ، ظلم و عدل
، فساد و صلاح ، خرابی و آبادانی زیاد به چشم میخورد این دوگانگی نشانه
این است که در مبدأ و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد ، زیرا امکان ندارد
که در آن واحد همه عالم از یک مبدأ و یک اصل ریشه گرفته باشد ، و در
عین حال اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد فکر ثنویت و دوگانگی
پرستی که در
[١] سوره سجده ، آیه . ٧ [٢] سوره طه ، آیه . ٥٠