آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
کردند [ مشخص شد ] ، یعنی حرفی را که یک عصبه ( یک جمعیت و یک دسته به هم وابسته ) جعل کردند ، ساده لوحانه و ناآگاهانه از آنها شنیدند و بعد که به هم رسیدند ، گفتند : چنین حرفی شنیدم ، آن یکی گفت : من هم شنیدم ، دیگری گفت : نمیدانم خدا عالم است ، باز این برای او نقل کرد و نتیجه این شد که جامعه مسلمان ، ساده لوحانه و نا آگاهانه بلند گوی یک جمعیت چند نفری شد . این داستان " افک " که پیدا شد یک بیدار باش عجیبی بود . همه چشمها را به هم مالیدند : از یک طرف آنها را شناختیم و از طرف دیگر خودمان را شناختیم . ما چرا چنین اشتباه بزرگی را مرتکب شدیم ، چرا ابزار دست اینها شدیم ؟ ! یک دوست خیلی قدیمی داریم ، خانهاش هم خیلی دور دست است . نمیخواهم حتی اسم محلهاش را هم ببرم . از آن نقطههای خیلی دور دست تهران آمده بود اینجا . بعد که تفسیر تمام شد و من میخواستم به منزل بروم گفت ما یک ماشین ناقابل داریم ، با همدیگر سوار شدیم . در بین راه گفت : میدانی من برای چه کاری به اینجا آمدم ؟ میگفتند در مسجد الجواد " « اشهد ان علیا ولی الله » " نمیگویند ، من گفتم بروم ببینم واقعا نمیگویند . گفتم : خدا پدرت را بیامرزد که باز لا اقل این قدر حرص داشتی که بیایی ببینی آیا میگویند یا نمیگویند . حال یک کسی میآید مثلا راجع به مسجد الجواد میگوید در مسجد الجواد " اشهد ان علیا ولی الله " نمیگویند ، آن یکی میگوید من هم شنیدم " اشهد ان علیا ولی الله " نمیگویند ، یک وقت میبینی همه مردم میگویند ما شنیدیم در مسجد الجواد " اشهد ان علیا ولی الله " نمیگویند ! اسلام چه میگوید ؟ میگوید هر وقت چنین چیزی شنیدی