آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
به یک معنا میتوانیم بگوییم کافر ، ولی به یک معنای دیگر [ نمیتوانیم
بگوییم ] و قرآن هر جا " « الذین کفروا »" میگوید ناظر به آن طبقه
نیست ، بلکه ناظر به طبقهای است که حقیقت بر آنها عرضه شده است و
آنها در مقابل حقیقت عناد میورزند . " کفر " یعنی پرده کشی . آنها
میخواهند روی حقیقت ، ساتر و پرده بیندازند ، یعنی مقصر هستند و از روی
تقصیر [ عمل میکنند ] . درباره همینهاست که قرآن میفرماید : " « و
جحدوا بها و استیقنتها انفسهم »" [١] یعنی در حالی که در عمق روحشان
یقین دارند مع ذلک جحود میورزند .
حقیقت اسلام تسلیم است نه دانستن و ندانستن . دانستن و کشف حقیقت
کردن ، برای اینکه یک نفر مسلمان باشد کافی نیست . وقتی حقیقت برای
انسان کشف شد باید عکس العملش در مقابل حقیقت این باشد که " امنا و
سلمنا و صدقنا " . این میشود اسلام ، والا من از شما میپرسم آیا شیطان
کافر است یا کافر نیست ؟ بدون شک کافر است . قرآن هم میگوید : " « و
کان من الکافرین »" [٢] . ولی از شما میپرسم آیا شیطان که قرآن او را
کافر میخواند خدا را میشناسد یا نمیشناسد ؟ میداند خدایی هست یا نه ؟ او
از همه بهتر میداند . خدا را آنچنان میشناخت که میگفت : " « فبعزتک
" [٣] ( به عزت خودت قسم ) . آیا شیطان پیغمبران و عباد مخلص خدا
را میشناسد یا نمیشناسد ؟ خیلی هم خوب میشناسد ،
[١] نمل / [١٤] [٢] ص / [٧٤] [٣] ص / [٨٢]