آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
حال ما اول باید ببینیم اصلا قرآن چنین حرفی را میزند یا نمیزند . ابتدا
آیات را میخوانیم ، بعد ببینیم بشر به حسب عقل و فهم و عرفان خودش
چقدر توانسته خود را به این منطق قرآن نزدیک کند . پس ما دو مرحله
داریم : یکی اینکه آیا قرآن چنین مطلبی را بیان کرده یا نکرده است ، دوم
اینکه بشر در تلاش و تکاپوی خودش چقدر خود را به این حقیقت نزدیک کرده
است .
قرآن این مطلب را با عبارات مختلف در جاهای مختلف گفته است . من
مقداری را که در نظر دارم و حفظ هستم برایتان عرض میکنم . یکی در سوره
بنی اسرائیل است که شاید از همه جا عامتر و صریحتر بیان فرموده است ،
میفرماید : " « و ان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم » "
[١] هیچ چیزی نیست " ان من شیء " یعنی " ما من شیء " چیزی نیست
مگر آنکه خدا را تسبیح میکند ، تسبیح مقرون به حمد ، ولی شما تسبیح آنها
را نمیفهمید ، یعنی نگو من گوشم را که پای این چوب یا درخت میگذارم
نمیشنوم که او خدا را تسبیح میکند ، همین طور ذرات بدن خود . طبق گفته
قرآن هر سلول از سلولهای پوست و گوشت و استخوان و خون من و هر مویی از
موهای بدن من دائما در تسبیح حق تعالی است ، در حالی که من نمیشنوم .
قرآن میگوید بله ، شما نمیشنوید ، و بلکه " نمیفهمید " تعبیر میکند ،
نمیگوید " لا تسمعون " ، میگوید : " « و لکن لا تفقهون »" و میان
ایندو فرق است . اگر " لا تسمعون " باشد [ یعنی ] ممکن است ما بفهمیم
چنین چیزی هست ولی نمیشنویم ، مثل اینکه ما الان میفهمیم که در
[١] اسراء / [٤٤]