آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
" ابرهای سفرهای " مطابق آنچه حکمت و مشیتش اقتضا کرده است ، ولی ابر پهن شده منشأ باران نیست مگر بعد از آنکه " « و یجعله کسفا » " جمع و در هم فشرده شود و حتی در مرحله بعد ، رکام بشود ، یعنی متراکم بشود . اصلا خود این بیان نشأن میدهد که یک باران که میخواهد نازل بشود ، یک نظامی در این جو طی میشود ، بادی باید باشد و . . . و در بسیاری از تعبیرات قرآن ، کلمه " تصریف ریاح " ( گرداندن باد ) دارد ، این را هم دلیل دیگری گرفتهاند [ بر اعجاز قرآن ] ، چون انسان به حسب دید ظاهرش خیال میکند که حرکت باد حرکت افقی است یعنی همین طور روی سطح زمین ، مستقیم حرکت میکند ، ولی امروز ثابت شده که حرکت اصلی باد همیشه دوری است ، میگردد و میچرخد ، و البته ریشه همه اینها اختلاف دمای هواهاست ، هوای گرم سبکتر است و هوای سرد سنگینتر ، ریشهای در نور خورشید دارد و ریشههای دیگری گفتهاند در بیرون جو دارد ، ولی به هر حال حرکت باد همان حرکت تصریفی است یعنی به صورت گردش و چرخش است . بعد از اینها در آن آیه میفرماید : " « فتری الودق یخرج من خلاله » " دانههای باران را میبینی که از لابلا بیرون آمد . این در آیه سوره روم . در آیه سوره نور هم همان تعبیرات با یک اختلافی ذکر شده . در اینجا ذکر باد نیامده است ، همین قدر میگوید : " « الم تر ان الله یزجی سحابا غ " آیا نمیبینی که خدا آرام آرام ابرها را میداند ؟ در آنجا فرمود باد را فرستاد برای راندن ابرها ، اینجا میگوید خدا [ ابرها را ] میراند . خود این یک نکتهای است و آن نکته این است که شما این را باید بدانید که قرآن هر چه را که به خدا نسبت میدهد ، به معنی