آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
تکامل ( داروینیسم ) میخوانند ، فورا از خدا و قیامت و همه چیز میخواهند بیگانه باشند . ثانیا مگر خدا آن وقت خالق ماست که جد اعلای ما یک انسانی باشد که آن انسان را خدا دفعتا آفریده باشد ؟ آن به این مطلب ربط ندارد . ما به هر حال مخلوق خدا هستیم . قرآن که میگوید خدا شما را خلق کرد میگوید شما ببینید یک نطفه بودید در رحم ، خدا نطفه را علقه کرد و علقه را مضغه کرد ، بعد مضغه را تبدیل به عظام کرد ، عظام را گوشت پوشاند ، چنین و چنان کرد ( خلقت ) . همین خلقت تدریجی ما در رحم مادر و [ اینکه ] بعد در بیرون به صورت جنینی هستیم که دائما بزرگ میشود [ نشان میدهد که ] در حال خلق شدن هستیم ، بلکه به قول عرفا عالم دائما در حال خلق شدن است . اگر چنین میبود که خدا یک دفعه عالم را خلق کرده و العیاذبالله کنار رفته و دیگر چیز جدیدی رخ نمیدهد ، در عالم آب از آب تکان نمیخورد ، هیچ تغییری پیدا نمیشد ، ولی اینکه عالم دائما در گردش و حرکت است و همه چیزش از جوهرش و از عرضش همواره فانی میشود و حادث میشود ، این همان معنای این است که عالم همیشه در حال خلق شدن است . از نظر خالقیت خدا و از نظر توحید ، هیچ تفاوتی نمیکند که انواع دفعتا به وجود آمده باشند یا انواع از یکدیگر اشتقاق یافته باشند ، یعنی نظریه داروین همان اندازه یک نظریه توحیدی است که نظریه غیر داروین توحیدی بوده ، بله ، یک مطلب هست و آن این است که بعضی اینجور خیال کردند حتی خود داروین اینجور خیال نکرد که یک سلسله قوانین طبیعی در زمینه تکامل جانداران کشف کردهاند و همان قوانین طبیعی کافی است برای تکامل جانداران و برای اینکه این نظام موجود به وجود