آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
به دست گرفتند و مردم دیدند سنگریزهها در مشت پیغمبر تسبیح خدا میگویند
. در اینجا معجزه پیغمبر این نبود که سنگریزه را به تسبیح در آوردند ،
معجزه پیغمبر این بود که گوش افراد را باز کردند و آنها صدای سنگریزه را
شنیدند . آن سنگریزه همیشه تسبیح میگفت ، معجزه پیغمبر در شنواندن این
صدا به آن گوشها بود نه در به صدا در آوردن آن سنگریزهها .
حال من برای اینکه نشان دهم که این امور خیلی هم فوق العاده نیست یک
نمونه نزدیک از کسی که خیلی مورد اعتماد و ایمان همه شما و ماست عرض
میکنم .
همین مرحوم حاج شیخ عباس قمی ( رضوان الله علیه ) که مرد بسیار با
تقوایی بوده [١] ، این داستان را در قم بالای منبر نقل کرده بود و من آن
را از دو نفر از مراجع تقلید زنده حاضر که پای منبرش بودهاند شنیدم ،
یکی آیت الله گلپایگانی است ، ایشان گفتند من خودم پای منبرش بودم ،
گفت من در جوانی که حالم خوب بود ولی حالا چنین نیستم یک وقتی که حالی
داشتم ، رفتم به زیارت وادی السلام یک وقت احساس کردم که یک صدای
[١] ما دوره ایشان را درک نکردیم به این معنا که تا ایشان در مشهد بودند ما بچه و کوچک بودیم و وقتی هم که ایشان به قم آمده بودند باز ما در قم نبودیم . وقتی ما به قم رفتیم ایشان تازه از قم رفته بودند و بعد هم طولی نکشید که در گذشتند و شرف [ ملاقات و مصاحبت ایشان ] نصیب ما نشد ، ولی از هر کس که با این مرد بزرگ بوده است شنیدیم ، این مرد را به عنوان مجسمهای از تقوا و خداترسی و خداشناسی شناخته بود . افراد شکاک بدبین که چنین اشخاصی را من دیدهام که اینها به اصطلاح به فلک ایمان پیدا نمیکنند ، به همه مردم بدبین هستند و هر آدم عادلی را که بگویید ، به او بدبینی دارند به حاج شیخ عباس که میرسیدند میگفتند : نه ، او آدم خوبی است . یک چنین آدمی بود .