آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
اینها را نقل میکنند . کار به جایی رسیده که در کتاب فلسفه و منطق سال
ششم دبیرستانها [١] وقتی میخواهند برای قضیه منفصله در منطق مثال بزنند
میگویند نظیر آن چیزی که خلیفه مسلمانها راجع به کتابخانه اسکندریه گفت
: " اگر موافق قرآن است ، قرآن ما را بس ، و اگر مخالف قرآن است ،
به درد ما نمیخورد ، پس آتش بزنید " . در کتابهای دبیرستانی آوردهاند
که مسلمین کارشان کتاب آتش زدن بوده است .
شبلی نعمان نیز میگوید : انگلیسیها که آمدند هندوستان را اختلال کردند و
بعد مدارسی تأسیس کردند که روی برنامه خودشان اداره میکردند ، در
کتابهای منطق وقتی میخواستند برای قضیه منفصله حقیقیه [٢] مثال بزنند
مخصوصا همین مطلب را به عنوان مثال ذکر میکردند ، برای اینکه در مغز
بچههای مسلمین و بچههای هندوها فرو کنند که شما ملتی هستید که از قدیم
کتابها را آتش میزدید . ( این را او میگوید . من بعد که در کتابهای
دبیرستانی خودمان این مطلب را دیدم فهمیدم که حسابی هست ) . بعد ما
میبینیم در کتابهای دبیرستانی ایران هم همینها را آوردهاند ، و ما بدون
اینکه ببینیم مدرک دارد یا نه ، زبان به زبان [٣] بازگو میکنیم به
طوری که هر جا دروغ بدون آن را میگوییم یک عده میگویند : عجب ! این
قضیه دروغ است ! ما خیال نمیکردیم دروغ باشد .
[١] [ در زمان طاغوت ] . [٢] قضیه منفصله حقیقیه مثل " عدد یا جفت است یا طاق " یا : " الان یا روز است یا شب " . [٣] تعبیر " زبان به زبان " از قرآن است .