آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
ولی همه در نهایت امر یک چیز میخواهند و آن سعادت خودشان است . انسان بالفطره طالب سعادت خودش است نه طالب شقاوت خودش ، و اگر دنبال کارهایی میرود که منجر به شقاوتش میشود ، آن کار را نه به قصد اینکه به شقاوت برسد انجام میدهد بلکه در همان حال نیز به خیال خودش سعادتش در این راه است . پس انسان به طور قطع و مسلم از عمل و کار و تلاش خودش ، سعادت خودش را طالب است و هیچ کس قصدش این نیست که از تلاش و حرکت و فعالیتش شقاوت نصیبش بشود . البته گاهی انسان تلاشهای زیادی در همین دنیا میکند به خیال اینکه به سعادت نائل بشود ، بعد از مدتی خودش میفهمد که تمام این تلاشها بیهوده بوده است و یا میبیند که از این تلاشها نتیجه معکوس گرفته است و اگر تلاش نمیکرد برای سعادتش بهتر بود . یکی از آثار ایمان به خدا و روشن شدن به نور خدا این است که عمل انسان ارزش واقعی پیدا میکند ، یعنی وضعی پیدا میکند که واقعا عمل و تلاش انسان موجب سعادت انسان میشود آن هم سعادت ابدی . اینجا مسألهای طرح میشود که در آیه بعد بیشتر بر آن تصریح شده است و آن این است که آیا کار خوب انسان و کار بد انسان بستگی به ایمان انسان دارد ، یا ندارد ، کار خوب به هر حال خوب و سعادت بخش است ولو انسان به نور الهی روشن نشده باشد و کار بد هم برای انسان به هر حال بد است ولو آنکه انسان ایمان داشته باشد و به نور الهی روشن باشد ؟ این یک مسألهای است که زیاد مطرح میشود و مخصوصا جوانهای امروز این سؤال را زیاد مطرح میکنند ، به این صورت که میگویند چه دلیلی هست و چه لزومی