آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
نکرده روابط جنسیاش آزاد باشد . نتیجه این است که برای یک پسر ، ازدواج محدودیت است و برای یک دختر هم ازدواج محدودیت است . قبل از ازدواج ، آزادی داشته با هر کسی [ رابطه داشته باشد ] ، حال که میخواهد ازدواج کند به یک نفر محدود میشود . این است که یک پسر وقتی زنی را میخواهد بگیرد ، میگوید : " من از امروز یک زندانبان برای خودم درست کردم " . یک دختر هم شوهرش برایش زندانبان میشود ، یعنی از آزادی به محدودیت میآیند . ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود کردن ، از آزادی به محدودیت آمدن ، و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن . ازدواجی که پایه و خاصیت روانیاش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام میآورد و آن که پایهاش از آزادی به محدودیت آمدن است اولا خودش استحکام ندارد ، یعنی زود منجر به طلاق میشود ، و ثانیا آن پسری که به تعبیر خود فرنگیها دهها و گاهی صدها دختر را " تجربه " کرده و آن دختری که دهها و صدها پسر را تجربه کرده است مگر حالا با یکی پابند میشود ؟ مگر میشود پا بندش کرد ؟ این است که در اسلام علت اینکه زنا تحریم شده است فقط این نیست که این ، حق آن مرد است و آن ، حق این زن ، پس مردی که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل زنی ندارد و زنی هم که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل مردی ندارد پس هیچ مانعی برای این کار نیست ، یک مردی که تا آخر عمرش نمیخواهد ازدواج کند او مطلق العنان باشد و یک زنی هم که تا آخر عمرش نمیخواهد ازدواج کند او هم مطلق العنان باشد . اسلام میگوید ابدا چنین چیزی نیست ، یا باید محرومیت را به صورت مطلق قبول کنی ، یا ازدواج را