آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
شده که خود مسلمین باورشان آمده است ، مثل داستان کتابسوزی اسکندریه . بعد از آمدن اسکندر به مشرق زمین و فتح کردن مصر و ایران و هندوستان ، شهری در آنجا ساختند که نام آن " اسکندریه " شد . گروهی مردم عالم به آنجا رفتند و کتابخانهای تشکیل دادند و آن کتابخانه در واقع یک مدرسه بود و کتابهای بسیار زیادی در آنجا جمع شد . امروز تاریخ مسلمین و حتی مسیحیت این مطلب را روشن کرده است که قبل از آن که مسلمین اسکندریه را فتح کنند ، در دو سه نوبت این کتابخانه غارت و آتش زده شد . بعد از آن که امپراطوری روم شرقی به مسیحیت گرایش پیدا کرد ، چون فلسفه را ضد مسیحیت میدانست ، حوزه اسکندریه را متلاشی کرد . شنیدهاید که هفت نفر از فیلسوفان آمدند به ایران ( به دربار انوشیروان ) پناهنده شدند . کتابخانهای باقی نماند . امروز مورخین مسیحی مثل ویل دورانت و سایرین ثابت کردهاند که قبل از اینکه مسلمین اسکندریه را فتح کنند کتابخانه اسکندریه در چند نوبت آسیب دید که وقتی مسلمین رفتند ، کتابخانهای وجود نداشت . از طرف دیگر جزئیات وقایع فتوحات مسلمین را چه در ایران ، چه در مصر و چه در جاهای دیگر ، مورخین مسلمان و مسیحی نوشتهاند ، مخصوصا جزئیات وقایع فتح اسکندریه را مورخین مسیحی هم نوشتهاند . بعدها در قرن دوم و سوم کتابهای بسیار عظیم مثل تاریخ یعقوبی ، تاریخ طبری ، و فتوح البلدان ( بلاذری ) که اینها متعلق به همان قرون اول اسلامی است و سلسله اسنادشان هم منظم و مرتب است نوشتهاند . حتی یک نفر مورخ ننوشته است که کتابخانهای در آن وقت در اسکندریه وجود داشته و مسلمین آتش زدند . ویل